شهر رمان

بهترین رمان ها را از شهر رمان رایگان دانلود کنید شهر رمان بهترین کتابخانه مجازی با برترین رمان های عاشقانه،ترسناک،پلیسی،طنز،کلکلی و غیره میباشد

شهر رمان

بهترین رمان ها را از شهر رمان رایگان دانلود کنید شهر رمان بهترین کتابخانه مجازی با برترین رمان های عاشقانه،ترسناک،پلیسی،طنز،کلکلی و غیره میباشد

شهر رمان
شهر کتاب مرکز دانلود رایگان رمان های عاشقانه ، ترسناک ، طنز ایرانی و خارجی
رمان برای اندروید
رمان برای ایفون
رمان با فرمت پی دی اف
بایگانی

رمان دژاسو- هیچ کسان2

نویسنده sober     ژانر:ترسناک-جنی-هیجانی-واقعی    

پرطرفدار ترین رمان ترسناک ایرانی 

داستان پسری که حرفه اش جن گیری است.
دژاسو به معنی”پیش از این دیده شده” یا “قبل از این تجربه شده” است.
این قسمت بهراد جن گیر شده و چند نفر میان سراغش تا مشکلشونو حل کنه…در همین حین متوجه اتفاقات عجیبی در اطراف ِ خودش میشه و البته رفتار عجیب در دوستانش میشه که از پاسخ بهشون عاجزه و …


 

قسمتی از متن :
نیم ساعتی میشد که توی مطب مهراب منتظر بودیم.دیگه داشتم کالفه می شدم.بدبختانه اونجا سیگار
هم نمی تونستم بکشم…
-چرا مهراب همیشه اصرار داره ما رو توی مطبش ببینه؟
مجید – چون احمق .
-تو تا حاال خونه ش رفتی؟
مجید – آره، ولی می دونی اساسا مهراب معتقد که آموزش های مربوط به جن گیری جزو کارش
محسوب میشن برای همین دوست نداره کسی به خاطر این کار بره خونه ش.
-اما اینجوری که ضرر می کنه! می تونه به جای دیدن ما یه مریض ببینه که یه پولی هم گیرش بیاد.
مجید – گفتم که احمق .
-راستی مهراب چرا خودش جن گیری نمی کنه؟
مجید – بهش نمی سازه.یادمه اون زمان که از این کارا می کرد اکثر مواقع تن و بدنش کبود میشد.اینه
که دیگه االن فقط مردم رو خر می کنه.
-اگه برای منم همچین اتفاقایی پیش بیاد چی؟
مجید – برای من که پیش نیومده، تو هم امیدوار باش.
نزدیک سه ماهه که برای آموزش میام پیش مهراب.همه چیز رو خیلی خوب توضیح میده، جوری که
هر نکته ای کامال توی ذهنم می مونه اما گاهی اوقات مجبورم بعضی چیزا رو یادداشت کنم…مثل
دعاها.حفظ کردن متن های عربی واقعا کار سختی !
بالخره کسی که داخل اتاق بود بیرون اومد و نوبت ما شد.با مجید وارد اتاق شدیم و با مهراب سالم و
احوالپرسی کردیم…
مهراب – من دیروز منتظرت بودم.
-اتفاقا منم دیروز می خواستم بیام اما مجید نذاشت، گفت برنامه رو موکول کنیم به امروز که خودش
هم بیاد.
مهراب – خب،فکر می کنم این جلسه ی آخر باشه.
-واقعا؟
چند ثانیه فکر کرد و گفت : نه …یه جلسه ی دیگه هم باید بیای.
-بالخره جلسه ی آخره یا نه؟
مهراب – نه نه…جلسه ی آخره.یادداشت هات همراهته؟
-آره، اوردمشون.

 

سایر رمان ها:

 هیجکسان جلد 1

 رمان پسران بد

ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان)
 رمان ولهان

رمان شیطان یتیم

 رمان ان شب لعنتی

 رمان فرزند خاموش

رمان تهدید آمیز

 رمان بیداری خون اشام

ویرایش رمان شیفت خون اشام

 رمان عروس جن

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی