شهر رمان

بهترین رمان ها را از شهر رمان رایگان دانلود کنید شهر رمان بهترین کتابخانه مجازی با برترین رمان های عاشقانه،ترسناک،پلیسی،طنز،کلکلی و غیره میباشد

شهر رمان

بهترین رمان ها را از شهر رمان رایگان دانلود کنید شهر رمان بهترین کتابخانه مجازی با برترین رمان های عاشقانه،ترسناک،پلیسی،طنز،کلکلی و غیره میباشد

شهر رمان
شهر کتاب مرکز دانلود رایگان رمان های عاشقانه ، ترسناک ، طنز ایرانی و خارجی
رمان برای اندروید
رمان برای ایفون
رمان با فرمت پی دی اف
بایگانی

 

  • 📕نام کتاب:شراکت اجباری

    ✍نویسنده:محدثه

    ✎موضوع: عاشقانه

    📄تعداد صفحات:422

    ✔فرمت:PDF-APK-EPUB

    قسمتی از داستان:

    چقدر میخوریم بسه دیگ.. اخه چند پیک .حدی داره دیگ

    -چیزی نگو تو فقط هرچقدر من میخورم توهم بخور

    خواهش میکنم …دارم خفه میشم

    چشاشو تنگ کردوآروم ازلای دندوناش باخشم زمزمه کرد:

    -تو اسمت شرابه؟

    چیزی نگفتم و چیزیم حالیم نمیشد .قط بهش زل زده بودم

    -تواسمت شرابه؟

    من داشتم خفه میشدم با دوتا دستام دستشو گرفته بودم با التماس که سرشو برد پاین تر صورتش تو گوشم تو گوشم با خشم زمزمه کرد :

    -تو عرق سگی هم نیستی دختره ی احمق از زنابیزارم

    داشتم خفه میشدم که به سرفه افتادم پشت سر هم چند بار

    نمیدونم چیشد ک فکر و هواسم رفت توی..

    خلاصه پارت اول رمان عرق سگی

    ساقیا ته استکانهایت نمیگیرد مرا …

    لطف کن از دور بعدی پیک لیوانی بریز

    نه شراب روس میخواهم نه جنس ارمنی

    از همین سگ مزه های تلخ ایرانی بریز .

    (شراب)

    با خشم زیاد سمت کمد رفتم با دستای لروزن و اشک تو چشام چمدون رو برداشتم و در حالی که به شدت عصبی بودم و رو اعصابم هیچ کنترلی نداشتم چمدون رو کشون کشون بردم لب پنجره ی قدی اتاق و در حالی که واقعا داشتم از حرص منفجر میشدم و زیر لب غر غر میکردم و اصلا توجهی به التماسای مامان نداشتم پنجره که باز بود چمدون رو با دوتا دستام برداشتم و با فریاد در حالی که سعی کردم تمام قدرتمو تو دستام جمع کنم چمدون رو پرت کردم تو حیاط مقابل پای افشین و با داد گفتم :

    – برو گورتو گم کن

    رمان عرق سگی کاملا رایگان

    اصلا توجهی به چمدونی که زیر پاش انداختم نکرد و با التماس گفت :

    -شراب خواهش میکنم …به حرفام گوش کن

    اصلا محلی به التماساش نداشتم در حالی که تند تند گردنبد گردنمو با اعصاب خراب دست لرزونم داشتم باز میکردم از تو گردنم و با حرص گفتم :

    – دیگه نه باورت دارم نه به حرفت گوش میدم …

    بدون اینکه نگاش کنم و تمام حواس خرابم به این گردنبد خرید نامزدیمون بود که از تو گردنم در بیارم ادامه دادم :

    – خوب شد عقد نکردیم

    مامان کنارم با گریه گفت :

    – شراب آروم باش فشارت می‌ره بالا دختر

    گردنبد رو از تو گردنم در آوردم و پرت کردم جلو پاش با عصبانیت گفتم :

    طلاهات هم ارزونی خودت

    و دونه دونه کل شش تا النگوها رو هم از تو دستم در آوردم و اینقد حالم بد و عصبی بودم که توجهی به زخم دستم به خاطر در آوردن النگوها نکردم .

    افشین با التماس :

    – شراب تو چرا بیخودی حرف در میاری بابا دروغه …به این شاه چراغ قسم دروغه

    یه دفه عصبی شدم و با فریاد گفتم :

    – قسم نخور لعنتی خودم با چشمای خودم دیدم …

    همین لحظه نگاهم رفت به در حیاط که محکم کوبیده میشد و خواهر کوچکترم ساغر با ترس در رو باز کرد که مادر افشین هراسون داخل شد …

    افشین رو کرد سمت مادرش که مادرش با بهت و ناباوری که جلو می اومد گفت :

    – خدا مرگم بده من …الان رسیدم

    مامان دیدم که اتاق رو ترک کرد و هراسون خودشو به مادر افشین زن بیچاره ی از خدا بیخبر رسوند .

    من با عصبانیت رو با افشین گفتم :

    – برو که دیگه نمی‌خوام ریخت نحستو ببینم

    دیدم سمت پله ها دوید که بیاد بالا با جیغ گفتم :

    – به شاهزاده قاسم قسم پاتو بذاری بالا یه بلایی سر خودم میارم افشین

    گوشواره هارو هم با حرص از تو گوشم در آوردم و کف دستم موند

    همون جا پای پله ها ایستاد و با التماس گفت :

    – شراب بهتونه …بخدا اشتباه می‌کن

     

لینک های دانلود:

 

 

 

 

 

 

اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف ان را دارید و یا اگر درخواست انتقاد و پیشنهادی دارید با کلیک روی فرم تماس با ما اعلام کنید

 

 

 

 

 

 


 

دانلود رایگان رمان

دانلود رایگان رمان ایرانی

دانلود رایگان رمان جدید

دانلود رایگان رمان عرق سگی

دانلود رمان apk

دانلود رمان epub

دانلود رمان pdf

دانلود رمان اجتماعی

دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان ایرانی ترسناک

دانلود رمان ایرانی جدید

دانلود رمان ایرانی جدید بدون سانسور

دانلود رمان بدون سانسور

دانلود رمان برای اندروید

دانلود رمان برای ایفون

دانلود رمان تخیلی

دانلود رمان ترسناک

دانلود رمان جدید

دانلود رمان جنایی ایرانی

دانلود رمان طنز

دانلود رمان طنز ایرانی

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه ایرانی

دانلود رمان عاشقانه برای اندروید

دانلود رمان عاشقانه برای ایفون

دانلود رمان عاشقانه جدید

دانلود رمان عاشقانه جدید ایرانی

دانلود رمان عاشقانه رایگان

دانلود رمان عاشقانه پیدی اف

دانلود رمان عاشقانهapk

دانلود رمان عاشقانهpdf

دانلود رمان عرق سگی

دانلود رمان ممنوعه

دانلود رمان هیجانی

دانلود رمان پلیسی

دانلود رمان پی دی اف

رمان ایرانی

رمان برای کامپیوتر

رمان جدید

رمان صحنه دار

رمان عاشقانه

رمان عاشقانه ایرانی

رمان عاشقانه برای اندروید

رمان عاشقانه برای ایفون

رمان عاشقانه جدید

رمان عاشقانهpdf

رمان عرق سگی

رمان مخصوص اندروید

رمان های جدید ایرانی

رمانسرا

رمانسرای هشت پا

رمانهای ایرانی

رمانهای عاشقانه

رمانهای چدید

رمانکده

مسیحه زادخو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی